ه‍.ش. ۱۳۹۱ تیر ۲۳, جمعه

معمای نسل بی مادر


معمای نسل بی مادر
حاج زنبور عسل دنبال مادرش بود و او را ندید
پرین که مادرش را دیده بود مرگ او را دید
کوزت با مادرش به خانه بیگاری رفت تا بی مادر بماند
سارا کوچولو که اصلا صحبتی از مادرش نبود
بل و سباستین در جستجوی زنی خیالی برای مادری بودند
پسر شجاع گاهی در خواب لبخندی می زد که یعنی آنجا مادرش را دیده است
جولی و جولز هم مادرشان را به یاد نداشتند
جکی و جیل هم ابتدای داستان مادرشان شکار شد
بابا لنگ دراز هم از هرگز از لنگ های مادر حرفی نزد
نیک و نیکو بزرگ شده به دنیا آمده بودند
 و کنا خیال می کرد سرنتیپیتی مادرش است
چرا بچه های داستان های نسل ما همه بی پدر و مادر بودند؟
چرا نسل ما در خیال مادر دار شدن قهرمانهایش بزرگ شد؟
و چرا اندوهی به این وسعت دایره ذهن کودکانه نسل ما را پر کرده بود؟

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر